رونق تولید ملی | جمعه، ۴ بهمن ۱۳۹۸

معرفت به حق امام - صفحه اصلی

 

 

معرفت به حق امام

معرفت به حق امام


اهمیت شناخت امام و آثار و نتایج آن این سوال را در ذهن ایجاد می کند که معرفت به امام به چه معناست؟

معرفت به حق امام

 

اهمیت شناخت امام و آثار و نتایج آن این سوال را در ذهن ایجاد می کند که معرفت به امام به چه معناست؟ و در صورت دانستن چه حقایقی درباره امام می توان مطمئن بود که فرد وظیفه خود را در کسب معرفت انجام داده است؟ روایات زیادی را می توان برای پاسخ به این سوال در نظر گرفت که بر اساس آن شاخصه های معرفتی نسبت به امام فهمیده می شود. از میان این روایات روایتی از امام صادق علیه السلام درباره زیارت امام رضا علیه السلام بیان شده است که به توصیف معرفت به حق امام پرداخته است. روایت چنین است: « هرکس فرزندم را در طوس زیارت کند در حالی که عارف به حق او باشد در قیامت او را به بهشت خواهم برد، اگرچه که مرتکب گناه کبیره شده باشد. از ایشان پرسیده شده معرفت به حق امام چیست؟ امام فرمودند: معرفت این است که بدانی او امام، واجب الاطاعه، غریب و شهید است.» (عیون اخبار الرضا، ج 2 ص 259 و بحار الانوار، ج 99، ص 35). [1]
در این نوشتار قصد داریم معرفت به حق امام را با استفاده از محورهای چهار گانه ای تبیین کنیم که در این روایت در توضیح عارفاً بحقه ذکر شده است.
1. شاخصه های معرفتی امام:
بر اساس روایت فوق شاخصه های معرفتی امام را می توان در چهار محور قرار داد: الف) درک مقام و شان امام ب) اذعان به واجب الاطاعه بودن امام. ج) معرفت به غریب بودن امام. د) توجه به مقام شهادت امام. آنچه در ذیل می آید شرح مختصری از شاخصه های معرفتی مذکور است.
الف) معرفت به مقام امام:
اولین قدم در معرفت امام درک حقیقت امامت و مقام ایشان در عالم هستی است. این امر هم از طریق براهین عقلی و هم از طریق دلایل نقلی قابل فهم است. ما در اینجا به جهت اختصار کلام به روایت امام رضا علیه السلام در توصیف امام که یکی از جامع ترین روایاتی است که به برخی از ابعاد وجودی امام اشاره دارد، اکتفا می کنیم. در این روایت هویت امام بر اساس محورهای ذیل معرفی شده است:
- حافظ دین و نظام بخش جامعه اسلامی: «امامت زمام دین و باعث نظم مسلمین و صلاح دنیا و عزّت مؤمنین است. امامت پایه بالنده اسلام و شاخه و نتیجه والاى آن است.»
- مجری احکام الهی: «توسّط امام است که نماز و زکات و روزه و حجّ و جهاد به کمال خود مى‏رسد، و فى‏ء و صدقات وفور مى‏یابد و حدود و احکام جارى مى‏گردد و مرزها حفظ و حراست مى‏شود.»
- صاحب ولایت تشریعی: «امام حلال خدا را حلال، و حرام خدا را حرام میکند و حدود او را جارى مى‏نماید و از دین خدا دفاع نموده، با حکمت و موعظه نیکو و دلیل قاطع، مردم را به راه پروردگارش فرا مى‏خواند.»
- هدایتگری: «امام همچون خورشید درخشان ‏جهان است، خورشیدى که دور از دسترس دستها و چشمها در افق قرار دارد، امام، ماه نورانى، چراغ درخشان، نور ساطع و ستاره راهنما در دل تاریکى‏ها و صحراهاى خشک و بى‏آب و علف و موجهاى وحشتناک دریاها است. امام همچون آب گوارا بر تشنگان است، راهنماى هدایت و منجى از هلاکت است.»
- نجات بخشی: «امام همچون آتشى است در بلندى‏هاى بیابانها، کسى که از سرما به آن آتش پناه برد، او را گرم مى‏کند و در مهلکه‏ها راهنمائى مى‏کند. هر کس از او دست بکشد هلاک خواهد شد.»
- منشا فیض : «امام ابر پر باران و باران پر برکت است. خورشید درخشان و زمین گسترده است. او چشمه جوشان و باغ و برکه است.»
- مظهر عطوفت الهی: «امام امینى است همراه، پدرى است مهربان، او برادر تنى است، در مصائب پناه بندگان است.»
- خلیفه الله: «امام امین خدا در زمین و حجّت او بر بندگان است. او خلیفه خدا در کشور اوست. امام دعوت‏کننده مردم بسوى خدا و مدافع حرمتهاى الهى است.»
- عصمت و پاکی: «امام از گناهان پاک است و از عیوب مبرّى، علم به او اختصاص دارد، حلیم و بردبار است.»
- بی همتایی: «امام در دوران خود نظیر ندارد، کسى به او نزدیک نیست، هیچ دانشمندى با او همطراز نیست، بدل ندارد، مثل و مانند ندارد، بدون اینکه به دنبال فضیلت باشد و یا خود فضیلت بدست آورده باشد، فضیلت به او اختصاص یافته است و خداوند بخشاینده با فضیلت، فضل را به او اختصاص داده است.»[2] (ترجمه عیون أخبار الرضا علیه السلام، غفارى و مستفید، ج‏1، ص: 451)

امام حافظ دین و نظام بخش جامعه اسلامی است.
امام ابر پر باران و باران پر برکت است.
امام در دوران خود نظیر ندارد، بدل ندارد، مثل و مانند ندارد.

 

 

ب‌) معرفت به وجوب اطاعت از امام:
دومین شاخصه معرفتی امام باور به این مساله است که اطاعت از امام واجب و ضروری است. مسلم است که این معرفت مسبوق به معرفت پیشین است. زیرا وقتی امام را خلیفه خدا در زمین و معصوم از هرگونه گناه و خطا بدانیم و ولایت تشریعی او را بپذیریم، مسلما اطاعت از دستورات امام را به اقتضاء شئونات فوق بر همه انسانها واجب خواهیم دانست.
نکته جالب توجه در اینجاست که وقتی سخن از اطاعت امام می شود، این اطاعت پذیری نه تنها شامل تمامی انسانها می شود؛ بلکه همه موجودات عالم هستی را در بر می گیرد. لذا دایره موجوداتی که باید مطیع امام باشند، کل عالم هستی را شامل می شود. دلیل این مساله این است که جانشین خدا است؛ لذا امر و نهی الهی از طریق امام در عالم به ظهور می رسد و چون اوامر و نواهی الهی یا به صورت تکوینی و یا به صورت تشریعی در این عالم ظهور پیدا می کنند، امام هم آشکار کننده امر ونهی تکوینی و هم امر و نهی تشریعی است. توضیح اینکه مراد از امر و نهی تکوینی الهی همان فیوضات خداوند است که با امر خداوند به عالم هستی می رسد. امام واسطه این انتقال فیض است به نحوی که فیض از مجرای او به عالم منتقل می گردد. در امر و نهی تشریعی نیز امام از جمله سفیران الهی است که خداوند از طریق آنها اوامر و نواهی خود را اعلام می کند. لذا بارزترین وظیفه امام هدایت مردم به سوی دستورات الهی است. (جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج 2، ص 381-383) 

 

امام هم آشکار کننده امر و نهی تکوینی و هم امر و نهی تشریعی است.

 

 

ج) معرفت به شهید بودن امام:
برای تبیین مفهوم شهید می توان احتمالات ذیل را مطرح کرد:
- شهید به این معناست که امام در راه خدا به شهادت رسیده است.این معنا ناظر به مقام شهادت در راه خدا و اوج مجاهدت امام در احیای دین دارد.
- بر اساس آیه «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» (بقره:169) یکی از لوازم شهادت حیات و آثار آن است . بنابراین علیرغم عدم وجود نشانه های ظاهری حیات و اطلاق مرگ بیولوژیکی، شهید زنده است. کاربرد این معنا درباره امام، حی بودن امام را اثبات و تمامی محدودیت های مرگ را از او سلب می کند. همچنین باور به شهید بودن امام در این معنا تمامی اشکالات ناظر به محدودیت های امام در زمان ممات همچون ناتوانی از استجابت دعا را پاسخگو خواهد بود.
- شهید اگر به معنای شاهد باشد در این صورت مقام عین الله بودن آنها مراد است. به این معنا که آنها شاهد بر اعمال انسانها می باشند.
- معنای شهید به استناد عبارت « و شهداءدارالفناء» در زیارت جامعه به معنای شاهدان و گواهان روز قیامت نیز خواهد بود. (ادب فنای مقربان، جوادی آملی، ج7، ص 289)
 

شهید به این معناست که امام شاهد بر اعمال انسانها می باشد.

 

 


د‌) معرفت به غریب بودن امام:
برای معنای غربت امام نیز می توان چند احتمال را در نظر گرفت:
- غریب به معنای کسی است که بی نظیر است. (راغب اصفهانی، واژه غرب، ص 691) این معنا با توجه به افضل بودن امام نسبت به اهل زمان خویش کاملا آشکار و بدیهی است.
- غریب یعنی کسی که در میان مردم ناشناخته است.
- وجه دیگری که می توان آن را برای توصیف امام به غربت در نظر گرفت این است که در زمان حیات ائمه منافقان از وجاهت ایشان در توجیه کارهای خود سوء استفاده می کردند .اطلاق این وصف به نوعی برای تفکیک جبهه اهل بیت علیهم السلام و یاران ایشان از صف دشمنان بوده است. نمونه بارز این مساله در مورد امام رضا علیه السلام و تحمیل ولایتعهدی از سوی جبهه نفاق بر ایشان بوده است. تاکید امام بر غربت خود نوعی مبارزه سیاسی با مامون بود که نتیجه آن آگاهی مردم از جدا بودن صف امام علیه السلام از صف دشمن بوده است. به همین دلیل است که امام رضا علیه السلام به غریب الغربا مشهور می باشند. (امام رضا عالم آل محمد، حسینی شاهرودی، مرتضی) 
 

اطلاق وصف غربت بر امام برای تفکیک جبهه اهل بیت و یاران ایشان از صف دشمنان بوده است.

 

 

نتیجه گیری:
در این مقاله به مهم ترین شاحصه های معرفتی نسبت به امام اشاره کردیم. این شاخصه ها شامل معرفت به مقام امام، وجوب اطاعت از او، شهید بودن و غریب بودن امام. هر یک از موارد مذکور به استناد روایات دارای معانی عمیقی است که آن را از مفاهیم مشابه که درباره غیر امام به کار می رود متمایز می سازد.
نکته قابل توجه این است که اگر در شاخصه های معرفتی چهار گانه ای که در روایت امام صادق علیه السلام بیان شده است تامل دقیق تری داشته باشیم، پیوند میان معرفت و اطاعت را به خوبی درک خواهیم کرد. به این معنا که کسب معرفت نسبت به امام نوعی تغییر نگرش برای ماموم محسوب می شود و این تغییر نگرش تغییر در رفتار را به دنبال خود دارد. که در ذیل به مواردی از آن اشاره می شود:
- باور به ولایت امام در تشریع، مسیر اطاعت خدا را در پذیرش فرامین امام منحصر می کند. با شناخت سنت و سیره امام، طی مسیر بندگی شفاف و آسان خواهد بود.
- باور به ولایت امام در تکوین، به رفتار ما هنگام مواجهه با مشکلات جهت می دهد و نقطه هدف را برای عرض نیاز مشخص می کند.
- باور به وجوب اطاعت از امام، انسان را از حیرت و سرگردانی رهایی می بخشد. زیرا به اطمینان در می یابد که راه امام راهی مصون از خطا و انحراف است؛ زیرا در غیر این صورت اطاعت از آن واجب در نظر گرفته نمی شد.
- باور به شهید بودن امام، انسان را از گناه باز می دارد زیرا می داند که امام شاهد بر اعمال است و در هر زمان و مکانی او را نظاره می کند.
- باور به حیات امام، پناه انسانها در حالت اضطرار و نیاز است. در پرتو این باور نیاز به بی نیاز عرضه می شود.
- باور به غربت امام، انتخاب ها و تصمیمات ما را در تاریکی فتنه که حق در آن ناپیداست، جهت می بخشد. امام محور حق است و برای رسیدن به حق باید در کنار او بود.


فهرست منابع:
1. ادب فنای مقربان، جوادی آملی، عبدالله، چاپ هفتم، قم، مرکز نشر اسراء، 1389.
2. امام رضا عالم آل محمد، حسینی شاهرودی، مرتضی، 28/9/92، .www.tahour.net
3. بحار الانوار، مجلسی، محمد باقر، چاپ دوم، بیروت، 1403.
4. ترجمه و تحقیق مفردات قرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، منبع الکترونیکی، موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت.
5. عیون اخبار الرضا، ابن بابویه، محمد بن علی، ترجمه غفاری و مستفید، محقق مهدی لاجوردی، چاپ اول، تهران، نشر جهان، 1378.