طبیعت در شعر سهراب سپهری

یکی از جلوه‏های جذاب شعرهای سهراب‏ سپهری طبیعت‏گرایی و توجه بیش از حد به‏ جلوه‏های طبیعت و ارایه تصویرهای زیبا و دلنشین‏ از طبیعت و جهان است؛که شعرهای وی را خواندنی می‏سازد.به گونه‏ای که به ندرت می‏توان در بین شعرهای‏ وی شعری یافت که در آن اشاره‏ای به طبیعت و مظاهر طبیعی مثل گل،درخت،جنگل،کوه و دشت و دریا نشده باشد و نیز نامی از پرنده یا چرنده‏ای نیامده باشد.حتی این طبیعت‏گرایی را می‏توان در همان نخستین مجموعه شعر وی یعنی‏ کتاب مرگ رنگ(1330)به روشنی دید.گرچه‏ در این کتاب سپهری به دلیل پیروی کامل از نیما یوشیج و شعرهایش،بیشتر به مسایل اجتماعی‏ و پیرامونی و تصویر جهان پیرامون انسان‏ می‏پردازد؛با وجود این با اندکی دقت می‏توان‏ رگه‏های نخستین طبیعت‏گرایی را در برخی از شعرهای این کتاب دید.همین طبیعت‏گرایی است که در کتاب دوم‏ وی یعنی زندگی خواب‏ها(1332)محوریت‏ موضوعی شعرهای سپهری را به خود اختصاص‏ می‏دهد،به گونه‏ای که گویی شاعر از سرودن‏ شعر،هدفی ندارد جز ارایه تصویرهایی از طبیعت. هدف سپهری از توصیف‏ طبیعت و پرداختن به‏ چشم‏اندازهای طبیعی،فقط وصف ساده و ارایه تصویری‏ زیبا از طبیعت نیست،بلکه شاعر در پی رازی و رمزی است که آن‏ را در شهر و زندگی شهری امروز نمی‏یابد.این توجه به طبیعت در کتاب حجم سبز (1346)با اندک تفاوت‏هایی در بیان ادامه دارد و محوریت موضوعی اکثر شعرهای این کتاب را نیز به خود اختصاص می‏دهد. تصویری که سهراب در این پاره از صدای پای آب پیش چشمان‏مان می‏سازد تصویری است سرشار از پیوستگی با طبیعت. او پس از ذکرِ تسلیم در برابر طبیعت به ساخت معبد خود می‏پردازد؛ معبدی که در آن قبله، مُهر، جانماز و سجاده همه از طبیعت گلچین شده. جغرافیای کعبه‏ی او از آب و سایه و باغ تا شهرها است و به زبان ساده‏تر کعبه‏ی او سراسرِ گیتی است. کعبه‏ای که گوهرِ آن روحِ طبیعت (روشنی‏ی باغچه) است.

 

Nature in the Poetry  sohrab sepehri

One of the interesting effects of poems by sohrab Sepehri naturalism and too much attention to effects and pleasant nature and see the beautiful images of nature and the world, who read his poems so that. rarely can be found in the lyrics of a poem in which he refers to nature as flowers, trees, forests, mountains and plains and the sea is not.